گزنفون ( مترجم : وحيد مازندرانى )
163
لشكر كشى كوروش يا بازگشت ده هزار نفر ( فارسى )
وقتى كه يونانيان پى بردند كه دشمن قصد عقبنشينى دارد و فرمان آن كار نيز صادر شده بود به نفرات خود دستور دادند آمادهء حركت شوند . ولى دشمن اين فرمان را شنيد پس حركت خود را چندى به تعويق انداخت و چون ديرگاه بود فرار رفتند و تصور كردند ارزش نداشته است راه خود را دور كنند و در نتيجه شبانگاه به اردوگاه خود برسند . وقتى كه يونانىها آشكارا عزيمت آنها را ديدند خود نيز بساط برچيده به راه افتادند و تا شصت استاديا پيشروى كردند . بدين ترتيب چون بين دو طرف زياد فاصله افتاده بود روز آينده اثرى از دشمن ديده نشد و روز سوم هم نيامدند روز چهارم كه شبانه حركت كرده بودند سربازان آنها موضعى مرتفع را در طرف راست جاده كه قرار بود يونانىها از آنجا عبور كنند اشغال كردند يعنى قلهاى را كه در دامنهء آن جاده به جلگه مىپيوست . همين كه خريسوفوس متوجه شد كه دشمن قلهء كوه را تصرف كرده است گزنفون را از عقب جبهه فرا خوانده دستور داد سپرداران خود را نيز همراه بياورد ولى گزنفون از بردن اين دسته خوددارى نمود زيرا كه تيسافرن با تمامى لشكرش از دور در قسمت عقب نمايان شده بود . اما خودش تاخت جلو آمده پرسيد « چرا احضارم كردهاى ؟ خريسوفوس پاسخ داد دليل آن روشن است چون ارتفاعات مشرف بر راه عبور ما بدست دشمن افتاده و تا وقتى كه اين افراد را از آن نقطه دور نكنيم عبور ما مقدور نخواهد بود و تو چرا سپردارانت را همراه نياوردهاى ؟ گزنفون جواب داد مصلحت نبوده است هنگامى كه سربازان دشمن به طرف ما پيش مىآمدهاند عقب جبهه را بىپناه و پوشش بگذارد . خريسوفوس گفت در هر حال وقت آنست تدبيرى كنيم تا افراد